ترومبوز ورید عمقی (Deep Vein Thrombosis) که به اختصار DVT نامیده میشود، به وضعیتی اطلاق میگردد که در آن یک لخته خون (ترومبوز) در یکی از وریدهای عمقی بدن تشکیل میشود. این عارضه اغلب در پاها، ران یا لگن رخ میدهد، اما امکان وقوع آن در سایر نواحی مانند بازوها نیز وجود دارد. اهمیت این وضعیت فراتر از درد و تورم موضعی است؛ خطر اصلی زمانی بروز میکند که بخشی از لخته یا تمام آن از دیواره رگ جدا شده و از طریق جریان خون به ریهها برسد. این پدیده که آمبولی ریه (Pulmonary Embolism) نام دارد، یک وضعیت اورژانسی و بالقوه کشنده است که جریان خون به ریهها را مسدود میکند. با توجه به آمارها که نشان میدهد این عارضه سالانه میتواند تا 900,000 نفر را در ایالات متحده تحت تأثیر قرار دهد و منجر به 60,000 تا 100,000 مورد مرگ شود، شناخت روشهای درمانی مؤثر و بهموقع از اهمیت حیاتی برخوردار است. خوشبختانه، رویکردهای درمانی مدرن و مؤثری برای مدیریت این لختهها و پیشگیری از عوارض جدی آن در دسترس است.
اهداف اصلی در مدیریت لخته خون وریدی
استراتژی درمان ترومبوز ورید عمقی بر پایه چند هدف کلیدی و به هم پیوسته استوار است که به طور همزمان به مدیریت بحران حاد و پیشگیری از مشکلات مزمن میپردازد. درک این اهداف به بیمار کمک میکند تا منطق پشت هر رویکرد درمانی را بهتر درک کند. نخستین و فوریترین هدف، جلوگیری از بزرگتر شدن لخته خون موجود است. این اقدام مانع از آن میشود که لخته ورید بیشتری را درگیر کرده و جریان خون را بیش از پیش مختل سازد. هدف حیاتی دوم، پیشگیری از آمبولی ریه است. این مهمترین هدف در فاز حاد درمان است، زیرا جدا شدن لخته و حرکت آن به سمت ریهها میتواند عواقب مرگباری داشته باشد. تمام اقدامات اولیه درمانی برای به حداقل رساندن این خطر طراحی شدهاند.
هدف سوم، کاهش خطر بازگشت یا تشکیل لخته جدید در آینده است. از آنجایی که DVT میتواند یک بیماری عودکننده باشد، بهویژه اگر عوامل خطر زمینهای همچنان پابرجا باشند، درمانها به گونهای تنظیم میشوند که احتمال وقوع مجدد را به حداقل برسانند. در نهایت، هدف چهارم که نگاهی بلندمدت به سلامت بیمار دارد، پیشگیری از عوارض مزمن ناشی از لخته است. آسیب به دریچههای داخل ورید توسط لخته خون میتواند منجر به وضعیتی به نام نارسایی مزمن وریدی یا سندرم پس از ترومبوز (Post-Thrombotic Syndrome) شود که با درد، تورم و تغییرات پوستی مزمن همراه است. بنابراین، درمانها به دنبال حفظ عملکرد طبیعی وریدها در درازمدت هستند. این دوگانگی در اهداف، یعنی مدیریت خطر حاد آمبولی ریه و پیشگیری از ناتوانی مزمن ناشی از سندرم پس از ترومبوز، توضیحدهنده رویکرد لایهای در درمان است که از داروهای ضدانعقاد به عنوان خط اول تا روشهای تهاجمیتر برای موارد خاص را شامل میشود.
درمانهای دارویی به عنوان خط اول مقابله
سنگ بنای اصلی درمان ترومبوز ورید عمقی، استفاده از داروهاست. این روشها به عنوان اولین و متداولترین گام درمانی، با هدف کنترل فوری لخته و پیشگیری از عوارض آن به کار گرفته میشوند.
داروهای ضدانعقاد یا رقیقکنندههای خون
درمان استاندارد و خط اول برای DVT، استفاده از داروهای ضدانعقاد است که در میان عموم به “رقیقکنندههای خون” شهرت دارند. این نامگذاری ممکن است کمی گمراهکننده باشد؛ این داروها در واقع خون را رقیق نمیکنند، بلکه با تأثیر بر فرآیندهای شیمیایی انعقاد خون، از تشکیل لختههای جدید جلوگیری کرده و مانع از بزرگتر شدن لخته موجود میشوند. نکته مهم این است که داروهای ضدانعقاد به خودی خود لخته را حل نمیکنند، بلکه با متوقف کردن رشد آن، به بدن فرصت میدهند تا به تدریج و از طریق مکانیسمهای ترمیمی خود، لخته را تجزیه و جذب کند.

هپارین و وارفارین به عنوان درمانهای سنتی
رویکرد سنتی درمان DVT معمولاً با یک داروی ضدانعقاد تزریقی سریعالاثر مانند هپارین آغاز میشود. این درمان ممکن است در بیمارستان به صورت وریدی (هپارین تجزیهنشده) یا به صورت تزریق زیرجلدی (هپارین با وزن مولکولی پایین یا LMWH) انجام شود که اثرگذاری فوری را تضمین میکند. پس از چند روز، درمان به یک داروی ضدانعقاد خوراکی به نام وارفارین (با نامهای تجاری کومادین یا ژانتوون) تغییر مییابد. مدیریت درمان با وارفارین چالشبرانگیز است، زیرا دوز مؤثر آن برای هر فرد متفاوت بوده و نیازمند انجام آزمایشهای خون منظم به نام INR (International Normalized Ratio) برای اطمینان از باقی ماندن غلظت دارو در محدوده درمانی مناسب است. علاوه بر این، اثربخشی وارفارین به شدت تحت تأثیر رژیم غذایی، بهویژه مصرف مواد غذایی غنی از ویتامین K مانند سبزیجات برگ سبز (اسفناج و کلم) قرار دارد که نیازمند نظارت دقیق بیمار بر رژیم غذایی خود است.
داروهای ضدانعقاد خوراکی مستقیم (DOACs)
در سالهای اخیر، نسل جدیدی از داروها به نام داروهای ضدانعقاد خوراکی مستقیم (Direct Oral Anticoagulants) به عنوان گزینه اول درمانی برای اکثر بیماران مبتلا به DVT جایگزین وارفارین شدهاند. این دسته از داروها شامل آپیکسابان (Eliquis)، ریواروکسابان (Xarelto)، دابیگاتران (Pradaxa) و ادوکسابان (Savaysa) میشوند. مزایای اصلی این داروها که منجر به تغییر پارادایم در درمان شده است، شامل دوز ثابت روزانه، عدم نیاز به آزمایش خون منظم برای پایش اثربخشی، تداخلات دارویی و غذایی بسیار کمتر و شروع اثر سریعتر است. این ویژگیها بار درمانی را برای بیمار به شکل قابل توجهی کاهش داده و کیفیت زندگی او را بهبود میبخشد. با این حال، این سهولت استفاده به معنای بینیازی از نظارت پزشکی نیست. آموزش دقیق بیمار و پایبندی کامل به دستورالعملهای مصرف دارو اهمیت حیاتی دارد، زیرا برخلاف وارفارین، هیچ آزمایش روتینی برای تأیید مصرف صحیح دارو وجود ندارد. همچنین، با وجود اینکه این داروها برای اکثر بیماران ارجح هستند، در گروههای خاصی از بیماران مانند افراد مبتلا به سندرم آنتیفسفولیپید (APS)، بهویژه بیماران “سهگانه مثبت”، استفاده از DOACs با افزایش خطر لختههای مکرر همراه بوده و وارفارین همچنان درمان استاندارد و برتر محسوب میشود.
مدت زمان درمان و نظارت بر بیمار
طول دوره درمان با داروهای ضدانعقاد برای هر بیمار به صورت جداگانه و بر اساس شرایط وی تعیین میشود. به طور معمول، این درمان برای حداقل سه تا شش ماه ادامه مییابد. پس از این دوره، پزشک بر اساس عامل ایجادکننده لخته، تصمیم به ادامه یا قطع درمان میگیرد. اگر DVT در نتیجه یک عامل خطر موقتی و مشخص مانند یک عمل جراحی بزرگ یا دوره طولانی بیحرکتی ایجاد شده باشد (DVT برانگیخته یا Provoked)، درمان پس از 3 تا 6 ماه ممکن است متوقف شود. اما در مواردی که هیچ عامل خطر مشخصی وجود ندارد (DVT بدون دلیل یا Unprovoked)، یا بیمار دارای عوامل خطر دائمی مانند سابقه لختههای قبلی، سرطان فعال یا یک اختلال انعقادی ژنتیکی است، درمان ممکن است به صورت نامحدود و برای تمام عمر ادامه یابد.
عوارض جانبی و مدیریت خطر خونریزی
مهمترین و شایعترین عارضه جانبی تمام داروهای ضدانعقاد، افزایش خطر خونریزی است. این خطر میتواند از خونریزیهای جزئی مانند کبودی آسان یا خونریزی طولانیمدت از یک بریدگی کوچک تا خونریزیهای جدی و تهدیدکننده حیات متغیر باشد. بیماران باید نسبت به علائم هشداردهندهای مانند مشاهده خون در ادرار یا مدفوع (که ممکن است به رنگ قرمز روشن یا تیره و قیری درآید)، سردردهای شدید و ناگهانی، استفراغ خونی یا خونریزی غیرمعمول از لثهها هوشیار باشند و در صورت مشاهده هر یک از این موارد، فوراً به پزشک خود اطلاع دهند. پایبندی دقیق به دوز تجویز شده، مطلع ساختن تمام کادر درمان (شامل دندانپزشکان) از مصرف داروی ضدانعقاد و پرهیز از فعالیتهایی که خطر آسیبدیدگی جدی را به همراه دارند، از اصول اساسی مدیریت ایمن این درمان است.
داروهای ترومبولیتیک برای حل کردن لختههای بزرگ
دسته دیگری از داروها به نام ترومبولیتیکها یا “حلکنندههای لخته” وجود دارند که برخلاف داروهای ضدانعقاد، به طور فعال لخته خون موجود را حل میکنند. داروهایی مانند فعالکننده پلاسمینوژن بافتی (tPA)، استرپتوکیناز و اوروکیناز در این گروه قرار دارند. به دلیل آنکه این داروها خطر خونریزی بسیار جدیتری نسبت به ضدانعقادها دارند، استفاده از آنها محدود به موارد بسیار شدید و وخیم DVT یا آمبولی ریه است؛ برای مثال، در شرایطی که لخته آنقدر بزرگ است که جریان خون در اندام را به طور کامل مسدود کرده و باعث ایسکمی و تهدید عضو (وضعیت Phlegmasia Cerulea Dolens) شده است، یا در آمبولی ریه که منجر به افت شدید فشار خون و بیثباتی همودینامیک بیمار شده است. این داروها معمولاً به صورت وریدی یا از طریق یک کاتتر که مستقیماً به داخل لخته فرستاده میشود، تجویز میگردند.
روشهای تهاجمی و کمتهاجمی پیشرفته
در شرایطی که درمان دارویی به تنهایی کافی نیست یا برای دستیابی به اهداف بلندمدتتر مانند حفظ سلامت وریدها ضروری است، از روشهای مداخلهای پیشرفته استفاده میشود. این روشها نشاندهنده یک تغییر نگرش از صرفاً “مدیریت” لخته به “مداخله فعال” برای بازگرداندن عملکرد طبیعی عروق و پیشگیری از ناتوانیهای آتی هستند.
ترومبولیز هدایتشده با کاتتر (CDT)
ترومبولیز هدایتشده با کاتتر (Catheter-Directed Thrombolysis) یک روش کمتهاجمی است که در آن، یک لوله نازک و انعطافپذیر (کاتتر) از طریق یک رگ، معمولاً در پشت زانو یا کشاله ران، تحت هدایت اشعه ایکس به محل دقیق لخته خون فرستاده میشود. سپس، داروی حلکننده لخته (ترومبولیتیک) به آرامی و به طور مستقیم در طول چند ساعت تا چند روز به داخل لخته تزریق میشود. این رویکرد هدفمند اجازه میدهد تا از دوز کمتری از دارو نسبت به تزریق وریدی سیستمیک استفاده شود که این امر به طور بالقوه خطر خونریزی در سایر نقاط بدن را کاهش میدهد. هدف اصلی این روش، که آن را از درمان استاندارد با ضدانعقادها متمایز میکند، صرفاً پیشگیری از آمبولی ریه نیست، بلکه حل کردن سریع لخته، بازگرداندن جریان خون طبیعی در ورید و مهمتر از همه، حفظ عملکرد دریچههای وریدی است. این اقدام به طور قابل توجهی خطر ابتلا به سندرم پس از ترومبوز (PTS) و شدت آن را در درازمدت کاهش میدهد. این روش عمدتاً برای بیماران جوانتر و فعالتر با لختههای بزرگ در وریدهای ایلیاک و فمورال (ناحیه لگن و ران) که خطر خونریزی پایینی دارند، در نظر گرفته میشود.
ترومبکتومی مکانیکی و فارماکومکانیکال
ترومبکتومی به روشهایی اطلاق میشود که در آنها لخته خون به صورت فیزیکی از داخل رگ خارج میشود. در ترومبکتومی مکانیکی، از دستگاههای ویژهای استفاده میشود که از طریق کاتتر وارد رگ شده و لخته را خرد کرده و به بیرون میمکند. روش دیگر، ترومبکتومی فارماکومکانیکال (PCDT) است که در آن، خروج مکانیکی لخته با تزریق همزمان داروی حلکننده لخته ترکیب میشود. این روشهای ترکیبی با هدف تسریع فرآیند حذف لخته، کاهش زمان درمان و به حداقل رساندن میزان داروی ترومبولیتیک مورد نیاز طراحی شدهاند.
تعبیه فیلتر در ورید اجوف تحتانی (IVC Filter)
فیلتر ورید اجوف تحتانی (Inferior Vena Cava Filter) یک دستگاه کوچک و چتر مانند است که در بزرگترین ورید بدن (ورید اجوف تحتانی) که خون را از اندامهای تحتانی به قلب بازمیگرداند، قرار داده میشود. وظیفه اصلی این فیلتر، به دام انداختن لختههای خونی است که از پاها جدا شده و به سمت ریهها در حرکت هستند و از این طریق از وقوع آمبولی ریه جلوگیری میکند. باید به طور واضح تأکید کرد که فیلتر IVC لخته موجود در پا را درمان نمیکند و از تشکیل لختههای جدید نیز جلوگیری نمینماید. این وسیله یک ابزار پیشگیرانه و یک “تور ایمنی” است، نه یک روش درمانی. اندیکاسیون مطلق و مورد توافق برای استفاده از فیلتر IVC، بیمارانی هستند که مبتلا به DVT یا آمبولی ریه حاد بوده اما به دلیل خونریزی فعال و غیرقابل کنترل یا عوارض خونریزیدهنده شدید ناشی از داروهای ضدانعقاد، قادر به دریافت این داروها نیستند. این فیلترها به دو نوع دائمی و قابل برداشت (Retrievable) تقسیم میشوند. با این حال، فیلترهای قابل برداشت در صورت عدم خروج بهموقع، میتوانند خطرات جدی و بلندمدتی مانند شکستگی فیلتر، حرکت آن به سمت قلب، سوراخ شدن دیواره ورید و حتی افزایش خطر تشکیل لخته در آینده را به همراه داشته باشند که این موضوع بر اهمیت پیگیری دقیق برای برداشتن فیلتر پس از رفع خطر اولیه تأکید دارد.
استنتگذاری وریدی برای انسدادهای مزمن
گاهی پس از یک DVT وسیع، حتی پس از حل شدن لخته، ممکن است ورید به دلیل ایجاد بافت اسکار (زخم) دچار تنگی یا انسداد مزمن شود. این انسداد مزمن یکی از دلایل اصلی علائم شدید و پایدار در سندرم پس از ترومبوز است. در چنین مواردی، میتوان از روش استنتگذاری وریدی استفاده کرد. در این روش، یک لوله توری فلزی (استنت) از طریق کاتتر در ناحیه تنگ شده ورید قرار داده میشود تا آن را مانند یک داربست باز نگه داشته و جریان خون طبیعی را برقرار سازد. این روش عمدتاً برای درمان بیماران مبتلا به PTS شدید و علامتدار که به درمانهای محافظهکارانه پاسخ ندادهاند، به کار میرود.
درمانهای حمایتی و مدیریت سبک زندگی
در کنار درمانهای دارویی و تهاجمی، مجموعهای از اقدامات حمایتی و تغییرات در سبک زندگی نقش بسیار مهمی در کنترل علائم، بهبود کیفیت زندگی و پیشگیری از عوارض DVT ایفا میکنند.
استفاده از جورابهای فشاری
جورابهای فشاری مدرج (Graded Compression Stockings) یکی از اجزای اصلی مدیریت DVT و عوارض آن هستند. این جورابهای الاستیک با اعمال یک فشار ملایم و کنترلشده که در ناحیه مچ پا بیشترین مقدار را دارد و به سمت بالای ساق پا به تدریج کاهش مییابد، به بهبود گردش خون وریدی کمک میکنند. این فشار خارجی مانع از تجمع خون در وریدهای پا شده و به کاهش تورم و درد به شکل مؤثری کمک میکند. استفاده روزانه از این جورابها نه تنها در فاز حاد بیماری برای کنترل علائم مفید است، بلکه به عنوان درمان اصلی برای پیشگیری و مدیریت سندرم پس از ترومبوز نیز توصیه میشود. بسیاری از بیماران ممکن است نیاز داشته باشند که این جورابها را به مدت دو سال یا بیشتر پس از تشخیص DVT به طور منظم بپوشند.
بالا نگه داشتن اندام مبتلا
یک اقدام ساده اما بسیار مؤثر، بالا نگه داشتن پای آسیبدیده بالاتر از سطح قلب است. این کار که باید در زمان نشستن یا دراز کشیدن انجام شود، با استفاده از نیروی جاذبه به بازگشت خون وریدی کمک کرده، فشار داخل وریدها را کاهش میدهد و در نتیجه باعث کاهش تورم و احساس سنگینی در پا میشود. قرار دادن چند بالش زیر پاشنه پا در هنگام استراحت به طوری که حدود 12 تا 15 سانتیمتر بالاتر از سطح بدن قرار گیرد، یک راهکار عملی و مفید است.
فعالیت بدنی و ورزشهای مناسب
برخلاف تصور قدیمی که استراحت مطلق را برای بیماران DVT توصیه میکرد، امروزه حرکت و فعالیت بدنی منظم به محض آنکه برای بیمار ایمن و راحت باشد، به شدت تشویق میشود. پیادهروی منظم به فعال شدن “پمپ عضلانی ساق پا” کمک میکند؛ انقباض عضلات ساق پا در حین راه رفتن، خون را از وریدهای عمقی به سمت قلب پمپاژ کرده و به بهبود گردش خون و کاهش خطر بازگشت لخته کمک میکند. علاوه بر این، انجام ورزشهای ساده در حالت نشسته، بهویژه در موقعیتهایی که فرد مجبور به بیحرکتی طولانی است (مانند سفرهای هوایی یا کار دفتری)، بسیار مهم است. حرکاتی مانند پمپ کردن مچ پا (بالا و پایین بردن نوک پا در حالی که پاشنه روی زمین است) و چرخش مچ پا، عضلات ساق را فعال نگه میدارد. توصیه میشود در دورههای طولانی نشستن، حداقل هر ساعت یک بار از جا برخاسته و برای چند دقیقه راه بروید.
شناخت و مدیریت عوارض ترومبوز ورید عمقی
ترومبوز ورید عمقی میتواند منجر به دو دسته عارضه اصلی شود: یک عارضه حاد و تهدیدکننده حیات به نام آمبولی ریه و یک عارضه مزمن و ناتوانکننده به نام سندرم پس از ترومبوز.
آمبولی ریه به عنوان یک اورژانس پزشکی
جدیترین و فوریترین عارضه DVT، آمبولی ریه است. این وضعیت زمانی رخ میدهد که تکهای از لخته خون در پا یا لگن از جای خود کنده شده، در جریان خون حرکت میکند و به شریانهای ریوی میرسد و آنها را مسدود میکند. این انسداد مانع از رسیدن خون کافی به ریهها برای اکسیژنگیری میشود و میتواند به سرعت منجر به نارسایی قلبی-ریوی و مرگ گردد. علائم آمبولی ریه معمولاً به صورت ناگهانی ظاهر میشوند و شامل تنگی نفس ناگهانی، درد قفسه سینه که با نفس عمیق تشدید میشود، سرفه (گاهی همراه با خلط خونی)، سرگیجه یا غش و ضربان قلب سریع است. بروز هر یک از این علائم یک وضعیت اورژانس پزشکی تلقی شده و نیازمند مراجعه فوری به مرکز درمانی است.
سندرم پس از ترومبوز (PTS) و راهکارهای درمانی آن
سندرم پس از ترومبوز یک عارضه شایع و بلندمدت است که حدود نیمی از بیماران مبتلا به DVT را درگیر میکند. این سندرم در نتیجه آسیب دائمی به دریچههای داخل وریدها توسط لخته خون ایجاد میشود. این دریچهها که به صورت یکطرفه عمل میکنند، در حالت طبیعی از بازگشت خون به سمت پایین جلوگیری میکنند. آسیب به آنها منجر به نارسایی وریدی و افزایش فشار خون در وریدهای پا (فشار خون وریدی) میشود که باعث نشت مایع به بافتهای اطراف میگردد. علائم PTS شامل درد مزمن پا، تورم مداوم، احساس سنگینی و خستگی، گرفتگی عضلات، خارش و تغییر رنگ پوست (تیرهتر شدن) است. در موارد شدید، این وضعیت میتواند منجر به ایجاد زخمهای وریدی در نزدیکی مچ پا شود که به سختی بهبود مییابند. مدیریت PTS یک فرآیند طولانیمدت و چندوجهی است و هدف آن کنترل علائم و بهبود کیفیت زندگی است، زیرا درمان قطعی برای آن وجود ندارد. راهکارهای اصلی شامل استفاده مداوم و روزانه از جورابهای فشاری، برنامههای ورزشی منظم برای تقویت عضلات ساق پا، مراقبت دقیق از پوست با استفاده از مرطوبکنندهها برای جلوگیری از خشکی و ترکخوردگی و کنترل وزن است. در موارد شدید و مقاوم به درمان، روشهایی مانند استنتگذاری وریدی ممکن است در نظر گرفته شود.
پیشگیری از ترومبوز ورید عمقی
پیشگیری همواره بهتر از درمان است و این اصل در مورد DVT نیز صدق میکند. اقدامات پیشگیرانه به دو دسته اولیه (جلوگیری از وقوع اولین لخته) و ثانویه (جلوگیری از بازگشت لخته) تقسیم میشود.
راهکارهای پیشگیری اولیه در افراد پرخطر
برای افرادی که در معرض خطر بالای ابتلا به DVT قرار دارند، اقدامات پیشگیرانه خاصی توصیه میشود. به عنوان مثال، بیمارانی که تحت عملهای جراحی بزرگ، بهویژه جراحیهای ارتوپدی (تعویض مفصل ران یا زانو) یا جراحیهای بزرگ شکمی قرار میگیرند، معمولاً داروهای ضدانعقاد یا دستگاههای فشردهسازی مکانیکی (کافهای بادی که به طور متناوب ساق پا را فشار میدهند) را در دوره بستری و پس از آن دریافت میکنند. برای پیشگیری از DVT مرتبط با سفر، بهویژه در پروازها یا سفرهای طولانی با خودرو، توصیه میشود مایعات فراوان بنوشید، از مصرف الکل خودداری کنید، لباسهای گشاد و راحت بپوشید و به طور منظم (حداقل هر ساعت) از جای خود بلند شده، راه بروید و حرکات کششی برای عضلات ساق پا انجام دهید. حفظ وزن مناسب، فعالیت بدنی منظم و ترک سیگار نیز از راهکارهای کلی برای کاهش خطر DVT هستند.
جلوگیری از بازگشت لخته پس از درمان
برای بیمارانی که یک بار DVT را تجربه کردهاند، خطر بازگشت بیماری وجود دارد. مهمترین راهکار برای پیشگیری ثانویه، پایبندی کامل به دوره درمانی تجویز شده با داروهای ضدانعقاد است. همانطور که پیشتر ذکر شد، در بیمارانی که DVT بدون دلیل مشخصی رخ داده یا عوامل خطر دائمی دارند، ممکن است نیاز به مصرف طولانیمدت یا مادامالعمر این داروها باشد. علاوه بر درمان دارویی، ادامه دادن به تغییرات سبک زندگی مانند ورزش منظم، کنترل وزن و پرهیز از بیحرکتی طولانیمدت برای کاهش خطر عود بیماری ضروری است.
نقش آسپرین در پیشگیری ثانویه
نقش آسپرین در زمینه DVT بسیار خاص و اغلب مورد سوءتفاهم است. باید به صراحت بیان کرد که آسپرین یک درمان مناسب برای فاز حاد DVT نیست و هرگز نباید جایگزین داروهای ضدانعقاد استاندارد شود. کاربرد اصلی آسپرین در پیشگیری ثانویه و در یک جمعیت خاص از بیماران است. مطالعات نشان دادهاند که در بیمارانی که یک دوره DVT بدون دلیل مشخص داشتهاند و دوره اولیه درمان (معمولاً 3 تا 6 ماهه) با داروهای ضدانعقاد قویتر را به پایان رساندهاند، مصرف روزانه دوز پایین آسپرین میتواند خطر بازگشت لخته را حدود 30 تا 40 درصد کاهش دهد. بنابراین، آسپرین به عنوان یک گزینه کمخطرتر و با اثربخشی کمتر نسبت به ادامه درمان کامل ضدانعقادی، برای بیمارانی در نظر گرفته میشود که تصمیم به قطع داروهای اصلی گرفتهاند اما همچنان در معرض خطر بازگشت بیماری هستند. تصمیم برای شروع آسپرین باید حتماً با مشورت پزشک و با در نظر گرفتن تعادل میان خطر بازگشت لخته و خطر خونریزی اتخاذ شود.
ملاحظات ویژه در ترومبوز ورید عمقی
برخی جنبههای خاص DVT نیازمند توجه و درک ویژهای هستند، از جمله وقوع آن در اندامهای فوقانی، شناخت عوامل خطر متنوع و آشنایی با روشهای تشخیصی.
ترومبوز ورید عمقی اندام فوقانی
اگرچه DVT بیشتر با پاها مرتبط است، اما حدود 5 تا 10 درصد موارد در وریدهای عمقی بازو، شانه یا گردن رخ میدهد. DVT اندام فوقانی به دو دسته اصلی تقسیم میشود. نوع اولیه که به آن سندرم Paget-Schroetter گفته میشود، نادرتر است و معمولاً در افراد جوان و ورزشکار به دلیل حرکات تکراری و شدید بازو (مانند شنا، وزنهبرداری یا پرتاب توپ) و فشرده شدن وریدها در ناحیه شانه ایجاد میشود. نوع ثانویه که بسیار شایعتر است، اغلب با وجود یک عامل خارجی در ورید مانند کاتترهای ورید مرکزی (که برای شیمیدرمانی یا تغذیه وریدی استفاده میشوند)، پیسمیکر (ضربانساز قلب) یا در بیماران مبتلا به سرطان مرتبط است. علائم آن شامل تورم، درد، سنگینی و تغییر رنگ پوست بازو است. اصول درمان مشابه DVT پا و مبتنی بر داروهای ضدانعقاد است، اما تصمیمگیری در مورد خارج کردن یا نگه داشتن کاتتر ورید مرکزی یک ملاحظه بالینی مهم است.
عوامل خطر و علل زمینهای
طیف گستردهای از عوامل میتوانند خطر ابتلا به DVT را افزایش دهند. این عوامل را میتوان در چند گروه دستهبندی کرد. بیحرکتی طولانیمدت، چه به دلیل استراحت در بستر پس از بیماری، بستری شدن در بیمارستان، فلج اندام، گچگرفتگی یا سفرهای طولانی، یک عامل خطر عمده است. اعمال جراحی بزرگ، بهویژه جراحیهای ارتوپدی و شکمی، و آسیبهای شدید (تروما) نیز خطر را به شدت بالا میبرند. شرایط پزشکی زمینهای مانند سرطان و درمانهای آن (شیمیدرمانی)، نارسایی قلبی، بیماریهای التهابی روده و اختلالات خودایمنی مانند لوپوس نیز با افزایش خطر DVT همراه هستند. عوامل ژنتیکی و ارثی که باعث افزایش تمایل خون به لخته شدن میشوند (ترومبوفیلیا) نیز نقش مهمی دارند. در نهایت، عوامل مرتبط با سبک زندگی و شرایط فیزیولوژیک مانند سن بالای 40 سال، چاقی، سیگار کشیدن، بارداری و دوره پس از زایمان، و مصرف داروهای هورمونی (قرصهای ضدبارداری یا هورموندرمانی جایگزین) نیز از جمله ریسک فاکتورهای شناختهشده هستند.
روشهای تشخیصی DVT
تشخیص قطعی DVT معمولاً نیازمند استفاده از روشهای تصویربرداری است. استاندارد طلایی و متداولترین روش تشخیصی، سونوگرافی داپلکس است. این یک روش غیرتهاجمی، بدون درد و بدون اشعه است که با استفاده از امواج صوتی، جریان خون در وریدها را به تصویر میکشد و وجود لخته را مشخص میکند. در کنار سونوگرافی، گاهی از یک آزمایش خون به نام دیدایمر (D-dimer) استفاده میشود. این آزمایش محصولات تجزیه لخته خون را در بدن اندازهگیری میکند. نتیجه منفی این آزمایش با احتمال بالایی وجود DVT را رد میکند، اما نتیجه مثبت آن قطعی نیست، زیرا در شرایط دیگری مانند بارداری، التهاب یا پس از جراحی نیز میتواند بالا برود و بنابراین نیازمند تأیید با سونوگرافی است. در موارد پیچیده یا زمانی که نتایج سونوگرافی واضح نیست، ممکن است از روشهای تصویربرداری پیشرفتهتر مانند ونوگرافی با سیتی اسکن (CTV) یا امآرآی (MRV) استفاده شود.